حقوق

حقوق خصوصی،حقوق جزا،حقوق تجارت،حقوق بین الملل،آیین دادرسی مدنی و کیفری

ترجمه متون حقوقی (دکتر قاسمی )
نويسنده : حیدری و آهون بر - ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱٢ خرداد ۱۳۸۸
 

بسم الله الرحمن الرحیم

Definition: تعریف

Criminal law is the body of law that defines criminal offences and the penalties for convicted offenders.

حقوق جزا آن بخش ازحقوق است که جرایم جنایی ومجازاتهای افراد مجرم راتعریف می کند

The term criminal law, sometimes called penal law, refers to any of various bodies of rules in different jurisdictions whose common characteristic is the potential for unique and often severe impositions as punishment for failure to comply .

اصطلاح حقوق جزا که بعضی مواقع قانون مجازات نامیده می شود. به هر کدام ازقسمتهای مختلف قوانین درحوزه های قضایی متفاوت اطلاق می شودکه ویژگی مشترکشان توانایی وضع تحمیلهای اغلب شدید ومنحصر به فرد به عنوان مجازات  قصور دررعایت قانون است.

Criminal punishment, depending on the offense and jurisdiction, may include execution , loss of liberty , government supervision (parole or probation) , or fines.

مجازات با توجه به جرم وحوزه ی قضایی ممکن است شامل اعدام،سلب آزادی،نظارت دولت شامل (آزادی مشروط وتعلیق مجازات)وجریمه نقدی شود.

 There are some archetypal crimes, like murder, but the acts that are forbidden are not wholly consistent between different criminal codes,

شماری از جرایم عمده مانند قتل وجود دارد اما اعمال ممنوعه کاملا میان قوانین جزایی مختلف ثابت نیستند.


             and even within a particular code lines may be blurred as civil infractions may give rise also to criminal consequences.

وحتی دریک قانون ویژه فعالیتهایی که به عنوان تخلفات مدنی در نظر گرفته می شوند ممکن است به نتایج جنایی منتج شوند.

Criminal law typically is enforced by the government , unlike the civil law, which may be enforced by private parties.

قانون جزا برخلاف قانون مدنی که ممکن است توسط اشخاص خصوصی اعمال شود توسط دولت اعمال می شود.

Apprehending, charging, and trying suspected an offender is regulated by the law of criminal procedure.

دستگیری،اتهام ومحاکمه ی متخلفان مظنون توسط آیین دادرسی کیفری تنظیم می شود.

 The paradigm case of a crime lise in the proof, beyond reasonable doubt, that a person is guilty of two things :

بدون شک دراینگونه پرونده های جنایی شخص ازدوجهت مجرم شناخته می شود:

i. the accused must commit an act which is deemed by society to be criminal , or "actus reus" (guilty act).

1-شخص متهم باید مرتکب عملی شود که توسط جامعه جرم درنظرگرفته می شود

که همان عمل مجرمانه یا actus reus    نام دارد .

ii. The accused must have the requisite malicious intent to do a criminal act, or " mens rea" (guilty mind)

2- شخص متهم باید شرط لازم راکه قصد مجرمانه یا همان meng rea نام دارد برای انجام عمل جنایی داشته باشد.

However for so called "strict liability" crimes , which include cases like dangerous driving, proof of "mens rea" is not necessary .

با این وجود درمورد جرایمی که جرم مطلق خوانده می شوند از جمله رانندگی پرخطروجود قصد مجرمانه لازم نیست .

 An "actus reus" is enough.

وعمل مجرمانه به تنهایی کافیست.

41

 

***********************************************

Examples of different of kinds of crime include murder , assault , fraud or  theft .

مثالهای متفاوت جرم از قبیل قتل ،تجاوز ،کلاهبرداری یا سرقت میباشند .

In exceptional circumstances   defences can exist to some crimes ,such as killing in self defence  , or pleading insanity .

در اوضاع واحوال استثنایی مدافعات میتوانند موجب برخی جرایم مثل قتل در هنگام دفاع (دفاع مشروع )یا به علت جنون شوند .

Another example is in the 19 century English case of

 R  V . Dudley and stephens , which tested a defence of "necessity".

مثال دیگردر قرن 19 دعوی R بر علیه Dudley and stephens که براثر اضطرار شخصی را خورده بودند .   

The mignotte , sailing from Southampton to  Sydney, sank . 

 

Three crew members and the cabin boy were stranded on a raft .

سه نفر از خدمه ها وپسر بچه ای که کشتی آنها بر روی آب شناور شده بودند . 

They were starving and the cabin boy was close to death .

گرسنگی آنها به حد اعلی رسید و پسر نیز در حال مرگ بود .

Driven to extreme hunger , the crew killed and ate the  cabin boy  .

 رانده شدگان به آخرین نقطه گرسنگی رسیدند ،خدمه ها پسر راکشتند و خوردند

The crew survived and were rescued , but put on trial for murder.

خدمه ها زنده ماندند ونجات پیدا کردند اما به علت قتل محاکمه شدند .

They argued it was necessary to kill the cabin boy to preserve their own  lives .

آنها استدلال نمودند به علت اضطرار(نیاز)جهت زنده ماندن خود نیاز داشتند که او را بکشند .

Lord Coleridge  , expressing immense disapproval , ruled , to persevere ones life is generally speaking a duty , but it my be the plainest and the highest duty to sacrifice it .

دادگاه علی رغم اظهارات سریع آنها حکم نمود زنده نگه داشتن خود اگر چه یک وظیفه است اما ممکن نیست که به قیمت قربانی دیگران تمام شود .

the men were sentenced to hang , but public opinion , especially among  seafarers , was outraged and over whelmingly supportive of the crew's right to preserve their own lives .

مردی محکوم به قتل شد ،اما افکار عمومی ،خصوصا درمیان دریا نوردان عصبانی خودرا فاقد قوانین حمایتی جهت زندگی شان  میدیدند .

 

  in the end the crown commuted their sentences  to six mounted their sentences to six months in jail .

در پایان حکم محکومیت آنها به 6ماه حبس تبدیل کرد .

criminal law offences are viewed as offences against not just individual victims ,but the community as well .

قانون جزا نه فقط جرایم علیه اشخاص بلکه جرایم علیه امنیت عمومی را نیز مشخص میکند .

the state , usually with the help of police , takes the lead in prosecution,

 which is why in common law countries cases are cited as "the people v…"or "r . (for rex or regina ) v… ".

    دولت معمولا به کمک پلیس  مجرمان را تحت تعقیب قرار میدهد .

 

 

 also , lay juries are often used to determine the guilt of defendants on points of fact : juries cannot change legal rules .

همینطور هیئت منصفه : هیئت منصفه نمی تواند قانون را تغییر دهد .

some developed countries still condone capital punishment for criminal activity , but the normal punishment for a crime will be imprisonment , fines , state supervision ( such as probation ) , or community service .

بعضی کشورهای توسعه یافتهاز مجازات اعدام چشم پوشی میکنند اما مجازات ساده مثل حبس ،جریمه نقدی ، اقدامات مراقبتی (از قبیل کانون اصلاح تربیتی  )یا اجتماعی

 

modern criminal law has been affected considerably by

 

42

The social sciences, especially with respect to sentencing, legal research , legislation, and rehabilitation .

قانون مجازات پیشرفته به طور نسبتا زیاد تحت تاثیرعلوم اجتماعی قرار گرفته خصوصا نسبت به حکم محکومیت ،تحقیقات قانونی ،قانونگذاری واعاده اعتبار 

 on the international field, 105 countries have signed the enabling treaty for the international criminal court, which was established to try people for crimes against humanity.

در مجامع بین المللی 105 کشور جهت تشکیل دادگاه بین المللی امضاء نمودند که ثابت میکند علاقه مردم به  مبارزه با جرایم علیه بشریت را

2. Crime:

Crime is the breach of a rule or law for which a punishment may ultimately be prescribed by some governing authority or force.

جرم نقض یک قاعده یا قانون است که همراه با مجازاتی است که سرانجام تجویز شده توسط بعضی مراجع صلاحیت دار یا حاکم

 The word crime originates from the Latin "crimen" .

کلمه جرم ریشه لاتین دارد که برگرفته از جنایت است .

originally it meant "charge (in law), guilt, and accusation."

در اصل آن مشترک میان مسئولیت (درحقوق) وتقصیر واتهام است .

Informal relationships and sanctions have been deemed insufficient to create and maintain a desired social order, resulting in formalized systems of social control by the government, or more broadly, the state .

روابط  ودستورات غیر رسمی کافی نیست برای ایجاد وحمایت  نظم اجتماعی مطلوب  ،کنترل بوسیله حکومت ها بطور وسیع تر دولت ها نتیجه رسمی کردن سیستم های اجتماعی است .

 with the institutional and legal machinery at their disposal , agents of the stste are able to compel individuals to conform to  behavioural codes and punish those that do not.

با نهادهاوسیستم های قانونی در دسترس نمایندگان قادرند که اشخاص را مجبور به مطابقت رفتار خود با قانون نمایند و گرنه آنها را مجازات نمایند .

 Various mechanisms are employed to regulate behaviour, including rules codified into laws, policing people to ensure they comply with those laws, and other policies and practices designed to prevent crime.

مکانیزم های گوناگون برای تنظیم رفتار افرادشامل قوانین مدون ،شهربانی ودیگرسیاست هاو روش های ویژه جهت جلوگیری از جرم  میباشد 

 In addition do remedies and sanctions, and collectively these constituting a criminal justice system.

علاوه بر این درمان کردن مجرمین وتصویب آن ،مجموعا سیستم کیفری عادلانه ای را تشکیل میدهند .

Not all breaches of the law, however , are considered crimes, for example , breaches of contract and other civil law offenses.

همه نقض ها قانون جرم نیستند ، مثل جرائم بدون سوء نیت مثلا نقض قرارداد و دیگر مسئولیت های مدنی .

 The label of" crime" and the accompanying social stigma are normally reserved for those activities that are injurious to the general population or the state , including some that cause serious loss or damage to individuals.

بر چسب جرم باننگ اجتماعی همراه است که معمولا مجرم را برای واکنش هایی که برای مردم ودولت خطرناک است آماده میکند  ، ازقبیل حالت خطرناک وخسارات به اشخاص

The label is intended to assert hegemony of a dominant population, or to reflect a consensusof condemnation for the identified behavior and to justify a punishment imposed by the state , in the event that an

43

 

**********************************************************

 

Accused person is tried and convicted of a crime .

این برچسب نشان دهنده اولویت حاکمیت عمومی یا بازتاب اتفاق نظر اعتراض برای تعیین (هویت) رفتار وتصدیق یک مجازات تحمیلی بوسیله دولت هنگامی که شخص متهم ومحکوم به جرم میشود میباشد .

Usually, the perpetrator of the crime is a natural person, but in some jurisdictions and in some moral environments, legal persons are also considered to have the capability of committing crimes.

معمولا مرتکب جرم شخص طبیعی(عادی) است ،اما دربعضی قلمرو های قانونی ودر بعضی محیط های اخلاقی اشخاص حقوقی به نظر میرسد توانایی انجام جرم را داشته باشند .

 

          A normative definition views crime as deviant behavior that violates prevailing norms, specifically, cultural standards prescribing how humans ought to behave normally.

یک تعریف اصولی نشان دهنده جرم به عنوان رفتار انحرافی است که تجاوز به قواعد فرهنگی ست  ،خصوصااستاندارد های فرهنگی تعیین میکنند رفتار هایی را که مردم باید داشته باشند .

 This approach considers the complex realities surrounding the concept of crime and seeks to understand how changing social, political, psychological, and economic conditions may affect the current definitions of crime and the form of the legal, law enforcement, and penal responses made by the state.

این طرز تفکر  واقعیت های بغرنجی را که مفهوم جرم را در بر میگیرد بررسی میکند و درک چگونگی تغییر موقعیت های اجتماعی،سیاسی وروان شناسی و اقتصادی  را که ممکن است تعریف متداولی از جرم وفرم قانونی آن ،اجرای ا عمال حقوق و پاسخ های کیفری ایجاد شده توسط دولت باشندرا تحت تاثیر قرار میدهند .

 These structural realities are fluid and often contentious.

این وابستگی در واقع قابل تغییر واغلب مورد اختلاف است.

 For example, as cultures change and the political environment shifts, behavior may be criminalised or decriminalised, which will directly affect the statistical crime rates, determine the allocation of resources for the enforcement of such laws, and influence the general public opinion.

مثلابه عنوان تغییر فرهنگی و دگر گونیهای محیط سیاسی  رفتار ممکن است جرم زا باشد یا جرم زدا،که  آمار نرخ جرم را مستقیما تحت تاثیر قرار میدهد،.........  

 Similarly, changes in the way that crime data are collected and/or calculated may affect the public perceptions of the extent of given "crime problem" .

به همین نحو تغییرات در روش جمع آوری سوابق جرم ویا برآورد آن ممکن است بر درک عمومی از حدود تعیین شده مسئله جنایی تاثیر گذارد .

 

 All such adjustments to crime statistics, allies with the experience of people in their everyday lives, shape attitudes on the extent to which law should be used to enforce any particular social norm.

همه این تنظیمات آمار جرم به همراه تجربه مردم در زندگی روز مره آنها ،نوع نگرش آنها به حدودی که قانون باید جهت اجرای هنجاراجتماعی  بکار گرفته شود  همراه میباشد

 There are many ways in which behavior can be controlled without having to resort to the criminal justice system.

روشهای زیادی وجود دارد که رفتار میتواند کنترل شود بدون توسل به دستگاه قضایی کیفری

 

          Indeed, in those cases where there is no clear consensus on the given norm, the use of criminal law by the group in power to prohibit the behavior of another group may be considered an improper limitation of the second group's freedom, and the ordinary members of society may lose some of their respect for the law general whether the

44

***************************************************

 disputed law is actively enforced not.

در واقع  ، در مواردی که هیچ اتفاق نظری در مورد هنجار معین (ضابطه ارائه شده ) وجود ندارد ، به کار گرفتن حقوق جنایی توسط گروه قدرتمندی برای منع رفتار گروه دیگر ممکن است به عنوان محدودیتی نادرست از آزادی برای گروه دوم تلقی شود و اعضای عادی جامعه ممکن است برخی توجهات به قانون عمومی را زیر پا گذاشته خواه قانون مورد بحث قابلیت اجرا داشته یا خیر .

 

          Laws that define crimes which violate social norms are set by legislatures, and are called   mala prohibita.

قانونی که جرمها را تخطی از معیارهای  جامعه تعریف میکند توسط قوه مقننه  تعیین شده وجرایم قانونی نامیده میشود

 

 These laws very form time to time and place to place, such as gambling laws.

این قوانین زمان به زمان ومکان به مکان متفاوت است مانند قانون قمار بازی

 Other crimes, called mala in se, are nearly universally outlawed, Such as murder, theft and rape.

دیگر جرایم اعمال خلاف اخلاقی نام دارند وتقریبا عموما یکسانند  مثل قتل ،سرقت وهتک ناموس

 

§        Elements of Crime :عناصر جرم

 

Elements of Crime are required facts of a crime, such as intent, to be proven in the course of a prosecution.

عناصر مورد نیاز یک جرم حقایق یک جرم است .مانند وجودقصد که بایددر طی تعقیب ثابت شود .

 An element of a crime (collectively called elements of crime) is a basic set of principles regarding criminal liability that, constitute the essential elements to prove that the defendant committed a crime under specific laws.

عنصر یک جرم (که مجموعا عناصر جرم خوانده میشود) مجموعه ای اساسی از قواعدیست راجع به مسئولیت جزایی که عناصر ضروری جهت اثبات ارتکاب جرم توسط متهم تحت قوانین خاص را تشکیل می دهند .

 

 The judge must be convinced beyond a reasonable doubt that the defendant committed each element of the particular crime charged before deciding on a guilty verdict.

قاضی قبل از تصمیم گیری در مورد حکم محکومیت باید به طور قطع متقاعد شود که متهم هر یک از عناصر یک جرم خاص مورد اتهام را مرتکب شده است.

 The component parts that make up any particular crime very depending on the crime.

با توجه به هر جرم عناصر تشکیل دهنده آن جرم خاص متغیر هستند  .

 

The basic components are listed below.

ارکان اساسی جرائم در قسمت زیر ذکر شده اند.

 

 However, the two necessary elements that must coexist for a crime to exist is that the defendant must have committed an act and that act must have been committed intentionally.

با این وجود دو عنصر اساسی که برای ایجاد یک جرم باید در کنار هم باشند یکی ارتکاب عمل توسط متهم است و دوم اینکه آن عمل از روی قصد انجام گیرد.

 

Mental State (Mens Rea)  

عنصر روانی (تفکر مجرمانه )

In criminal law, mens rea (the Latin term for "guilty mind") is usually one of the necessary elements of a crime.

درحقوق جزا سوءنیت که در زبان لاتین (           )یک عنصرضروری جرم است

 

The standard law test of criminal liability is usually expressed in the Latin phrase; "actus non facit reum nisi mens sit rea", which means that "the act does not make a person guilty unless the mind is also guilty".

عبارت است از حالت ذهنی مرتکب در هنگام جرم که ذهن مجرم خوانده میشود و از قاعده ای قدیمی با نبنای نبهم سر چشمه میگیرد .(:عملی مجرمانه نیست مگر اینکه تفکر نیز مجرمانه باشد .)

 

Thus, in jurisdictions with due process, there must be an actus reus accompanied by some level of mens rea to constitute the crime with which the defendant is charged.

به عنوان مثال در کشورهای دارای آیین دادرسی عمل مجرمانه بایدبه همراه   قصد مجرمانه جهت تشکیل جرم عنصر ضروریست

 

The exception is strict liability crimes (in the civil law, it is not usually

45

***********************************************

Necessary to prove a subjective mental element to establish liability , say for breach of contract or a tort , although if intentionally committed , this may increase the measure of damages payable to compensate the plaintiff as well as the scope of liability).

 

استثنایی راجع به مسئولیت بدون تقصیر وجود دارد  (در حقوق مدنی معمولاتفکر مجرمانه برای ایجاد مسئولیت نیاز نیست ،

نقض قرارداد یا شبه جرم ، اگر عمداً مرتکب شد، این میزان خسارت قابل‌پرداخت را ممکن است افزایش بدهد که خواهان را کاملاً به سادگى به اندازه دامنه بدهى جبران مىکند

Quite simply therefore mens rea refers to the mental element of the offence that accompanies the actus reus .

بنابر این کاملا بسادگی تفکر مجرمانه منتسب میشود به عناصرذهنی جرم ناشی ازقصد متهم برمی گردد.

. in some jurisdictions the terms mens rea and actus reus have been superseded by alternative terminology .

در بعضی از حوزه های قضایی عبارت تفکر مجرمانه وعمل مجرمانه لغو شده است(جانشین) بوسیله تبدیل واژه 

Mens rea varies depending on the offense .

عنصرمعنوی با توجه به جرم متغیراست..

For murder , the mental element requires the defendant acted with "malice aforethought" .

درمورد قتل عنصرمعنوی مستلزم این می باشند که عمل مجرمانه با عناصر روانی  مانند سبق تصمیم قبلی انجام شود .

 

 Others may require proof the act was committed with such mental elements such as " knowingly " or "willfulness" or "recklessness" .

دیگر جرایم ممکن است نیازمند دلیل عنصرمعنوی مستلزم این دلیل باشند که عمل مجرمانه با عناصرروانی مانند  ،عالمانه یاخودسرانه،بی مبالاتی، انجام شود.

 Arson requires intent to commit a forbidden act , while others such as murder require intent to produce a forbidden result .

آتش افروزی (تولید حریق عمدی) مستلزم نیت ارتکاب عمل ممنوعه است، درحالیکه دیگرجرایم مانند قتل مستلزم نیت وقصد ایجاد نتیجه ی ممنوعه است.

Motive , the reason the act was committed , is not the same as mens rea  and the law is not concerned with motive .

انگیزه یعنی دلیل ارتکاب عمل مشابه عنصرمعنوی نیست وقانون با انگیزه کاری ندارد.

Although most legal systems recognize the importance of the guilty mind , or mens rea, exactly what is meant by this concept varies .

علی رغم شناسایی اهمیت عنصرروانی توسط بیشترسیستم های قانونی منظورازمفهوم دقیق این عبارت متغیراست.

ii . Conduct (Actus Reus)

2- عمل مجرمانه(Actus reus):

All crimes require actus reus i.e., a criminal act or a criminal omission of an act must have occurred .

همه جرایم مستلزم عمل مجرمانه یعنی فعل یا ترک فعل مجرمانه ای هستند که رخ داده است.

 The actus reus , sometimes called the external element or the objective element of a crime.

گاهی اوقات عنصر خارجی یا عینی جرم نامیده می شود. Actus rues

A person cannot be punished for thinking criminal thoughts.

افراد را نباید به علت افکار مجرمانه مجازات کرد.

This element is based on the problem of standards of proof .

این مشکل ناشی ازمعیارهای متعارف     است.

 How can another person s thoughts be determined and howcan criminal thoughts be differentiated from idle thoughts ?

چگونه می شود افکارشخصی راتعیین کردومیان افکار مجرمانه وافکاربیهوده تفاوت گذاشت.

Further , the law s purview is not to punish criminal ideas but to punish those who act on those ideas voluntarily .

 به علاوه حدود (حیطه ی اجرای) و محدوده ی قانون مجازات عقاید مجرمانه نیست

Unlike thoughts , words can be considered acts in

46

 

criminal law .

بلکه مجازات آن دسته ازافرادیست که برخلاف افکار، کلمات درقانون جزا می توانند به عنوان عمل مجرمانه در محسوب شوند.

 For example, threats , perjury , conspiracy , and solicitation are offenses in which words can constitute the element of actus reus .

.مثلا:شهادت دروغ،تهدید وتبانی و تحریک جرایمی هستند که (کلمات) درآنها عنصرعمل مجرمانه را تشکیل می دهند.

iii. Concurrence: 3- تقارن زمانی:

Concurrence is the apparent need to prove the simultaneous occurrence of both actus reus (" guilty action ")and mens rea (" guilty mind ") , to constitute a crime ; except in crimes of strict liability .

عموما میان عنصرمادی ومعنوی باید تقارن زمانی وجود داشته باشد. یعنی عمل مجرمانه باید هم زمان با ارتکاب  جرم وجود داشته باشد یا دربعضی ازحالات(استثنائا) به تنهایی عمل مجرمانه را به فعلیت برساند.

 In theory , if the actus reus dose not hold concurrence in point of time with the mens rea then no crime has been committed .

از نظر اصولی  اگرعمل مجرمانه همزمان با تفکر مجرمانه نباشد  جرم ارتکاب نیافته است . 

Suppose for example that , by accident while driving , the accused injures a pedestrian .

فرض کنیددرپی تصادفی که که منجربه آسیب   یک عابر پیاده می شود.

 Aware of the collision , the accused rushes  from the car only to find that the victim is a hated enemy .

متهم به سرعت از ماشین پیاده میشود تا اینکه ققط به این پی میبرد که قربانی دشمن مورد تنفر اوست .

 At this point , the accused literally jumps up and down with joy proclaiming how pleased he or she is to have caused this injury .

در این لحظه او در اصطلاح (به تعبیر تحت الفظی )از خوشحالی بالا وپایین میپرد وبا   خوشحالی علنا اظهار خوشحالی از جراحت قربانی میکند.

 The conventional rule is that no crime has been committed .

بنا به قواعد واصول هیچ جرمی واقع نشده است .

 The actus is complete and no rule of ratification applies in the criminal Law ,i.e. whereas in the Law of Agency a principal  may retrospectively adopt a a transaction as if he or she had originally authorized the Agent to conclude an agreement with the Third party and so acquires libility under that agreement, an alleged criminal cannot retrospectively  adopt an actus reus and acquire guilt .

عمل مجرمانه تکمیل شده وقبول هیچ قاعده ای در حقوق کیفری مانع از از اعمال آن نمیشود .به عبارت دیگر در حقوق مربوط به وکالت (نمایندگی) یک موکل ممکن است با عطف به گذشته یک قراردادی را بپذیرد درحالیکه اگر او (موکل )در اصل وکیل را ماذ ون در انقاد قرارداد بابا طرف ثالث کرده بود وبه این ترتیب به دلیل انعقاد آن قرارداد مسئولیتی برای وی ایجاد شده است ،پس متهم اضهار شده (در مثال قبل )نمیتواند فعل مجرمانه را عطف به ماسبق کند وبه این ترتیب گناهکار محسوب شود .

 To be convicted , the accused must have formed the mens rea either before or during the commission of the actus reus and, in the vast majority of cases , this rule works without difficulty .

برای محکوم کردن متهم باید تفکر مجرمانه قبل یا مقارن عمل مجرمانه باشد ودراکثر موارد این قاعده بدون هیچ مشکلی کارایی دارد.

iv. causation : 4- علیت:

Causation is the " causal relationship between conduct and result. "

علیت رابطه بین رفتارمجرمانه و نتیجه است  

That is to say that causation provides a means of connecting conduct  complete with actus reas , with the resulting harm or result  element .

به این معنی که علیت رفتاری را بین فعل مجرمانه ونتیجه زیان آور یاعنصر نتیجه فراهم می آورد .

 it should be noted that causation is only applicable where a result has been

47

 

 

achieved and therefore is immaterial with regards to inchoate offenses .

البته باید توجه داشت که علیت فقط زمانی قابل اجراست که نتیجه فراهم شده باشد واز این روست که در جرائم نیمه تمام (جرائمی که به طور کامل نتیجه تحقق نیافته است )رابطه علیت وجود ندارد .

Many crimes include an element that actual harm must occur , in other words, causation must be proved .

دربسیاری ازجرایم که متضمن این عنصر است باید ضرر وزیان ماقعی رخ دهد به عبارت دیگر علیت باید ثابت شود .

 . For example , homicide requires a killing , aggravated battery requires serious bodily injury and without this outcome , no crime would have been committed .

به عنوان مثال: آدم کشی(قتل ) مستلزم کشتن وضرب وشتم شدید مستلزم صدمه ی شدید بدنی است وبدون این نتایج جرمی رخ نداده است.

Causation is complex to prove .

اثبات علیت امری پیچیده است.

 The act may be a "necessary but not sufficient " cause of the criminal harm .

فعل مجرمانه نه تنها باید دلیل کافی بلکه باید دلیل ضروری صدمه جنایی باشد.

 

 Intervening events may have occurred in between the act and the result .

حوادثی که دروقوع فعل مجرمانه دخالت دارند ممکن است میان فعل و نتیجه ی مجرمانه رخ دهند.

Therefore , the cause of the act and the forbidden result must be "proximate ,"  or near in time .

بنابراین علت فعل و نتیجه ی ممنوعه ی ناشی ازآن باید ازنظر زمانی به هم نزدیک یا بدون فاصله زمانی باشد.

Most legal systems are to a greater or lesser extent concerned with the notions of fairness and justice .

بیشتر سیسنم های حقوقی کوچک وبزرگ علاقمند بیطرفی وعدالت  میباشند

 If a state is going to penalize a person or require that person to pay compensation to another for losses incurred , this imposition of liability will be derived form the idea that those who injure others should take responsibility for their actions .

اگر دولتی در صدد مجازات شخصی یا وادار کردن شخص به پرداخت خسارت به دیگری به جهت ضرر واقع شده نماید ،میتوان چنین قاعده ای استنباط کرد که هر کس سبب زیان به دیگری شود باید مسئولیت اعمال خویش را بر عهده بگیرد .

 Although some parts of any legal system will have qualities of strict liability , in which the mens rea is immaterial to the result and subsequent liability of the actor , most look to establish liability by showing that the defendant was the cause (applying various legal tests in order to establish this ) of the particular injury or loss .

اگر چه دربعضی از بخش های هرنظام قانونی خصوصیات وکیفیات مسئولیت مطلق وجود خواهد داشت ،از آنجاییکه( در جرایم با مسئولیت مطلق )قصد مجرمانه برای حصول نتیجه وجود ندارد ،بیشتر نگاهها به تاسیس مسئولیت به وسیله نشان دادن متهم به عنوان علت (با اعمال ضابطه  های مختلف برای تاسیس آن )اصلی صدمه یازیان است .

Even the youngest children quickly learn that , with varying degrees of  probability, consequences flow from physical acts and omission .

حتی کم سن وسال ترین کودکان با درجه های مختلف احتمال به سرعت می آموزند که نتایج ناشی از فعل وترک فعل مادیمیباشند .

 More predictable the outcome, the greater the likelihood that  the actor caused the injury or loss intentionally .

هر قدر که نتیجه قابل پیشبینی تر باشد این احتمال که مباشر از روی عمد سبب جراحت یا خسارت شده باشد بیشتر است .

There are many ways in which the the law might capture this simple rule of practical experience : that there is a natural flow to events .

راههای زیادی درهر قانون وجود دارد که بتوانند این قاعده ساده از تجربه عملی را اتخاذ کنند : (1) جریان طبیعی حوادث.

that a reasonable man in the same situation would have foreseen this consequence as likely to occur , that the loss flowed naturally from the breach of contractual or tortuous Duty etc.

(2)اینکه آیا یک انسان متعارف درهمان وضعیت آیا این نتیجه را پیش بینی میکندمانند احتمال احتمال وقوع یک حادثه ، زیان بار را ،(3)فقدانیا زوال جریان وروند طبیعی نقض قراردادی یا مسئولیت مدنی (مسئولیت ناشی از شبه جرم )و..

however it is phrased the phrased  the essence of the degree of fault attributed will lie in the fact that reasonable people try to avoid injuring others so , if harm was foreseeable, there should be liability to the extent that the extent of the harm actually resulting was foreseeable .

 به هر حال این تعبیر وجود دارد که میزان ودرجات تقصیر منسوب به شخص بر اسلس این واقعیت قرار میگیرد که افراد متعارف سعی در اجتناب از آسیب رساندن به دیگران میکنند ،پس اگر صدمه قابل پیش بینی بود مسئولیت ناشی از آن به میزانی خواهد بود که ضرر وزیان یا در حقیقت نتیجه قابل پیش بینی باشد .

 

     The relationship between caution and liability :

رابطه بین احتیاط و مسئولیت  

Causation of an event by itself is not sufficient to create legal liability .

علیت (سببیت) به تنهایی جهت ایجاد مسئولیت کافی نیست .

    Sometimes causation one part of a multi-stage test for legal liability .

گاهی اوقات یک بخش از یک معیار و ضابطه چند مرحله ای برای تعیین مسئولیت قانونیست .

 for example for the defendant to be held liable for the tort of negligence , the defendant must have (1) owed the plaintiff a duty of care;(2) breached that duty;(3) by so doing caused damage to the plaintiff ; and (4) that damage must not have been too remote .

برای مثال برای آنکه محکومیتی بر علیه مدعی علیه به علت سهل انگاری در عمل شبه منعقد شود،

مدعی علیه باید :1- وظیفه نگهداری از مدعی را دارا بوده باشد. 2 آن وظیفه نقض شده باشد   3- به علت همان نقض وظیفه زیان به مدعی رسیده باشد 4-زیان وارد شده بعید وغیر محتمل نباشد .

causation  is  but one component of the tort .

اما علیت یکی از اجزاءشبه جرم است .

    On other occasions causation is the only requirement for legal liability ( other than the fact that the outcome is proscribed ).

درموارد دیگر علیت تنهاشرط لازم برای تحقق مسئولیت قانونی است (غیر از این واقعیت که نتیجه ممنوع بوده است )

For example in law of product  liability , the fact that the defendant's product caused the plaintiff harm is the only thing that matters .

برای مثال  در قانون مسئولیت دربرابر کالا این واقیت که متهم سبب ایجاد زیان بر مدعی شده است تنها چیزی است که مهم است .

 the defendant need not also have been negligent .

همچنین نیاز نیست که مدعی علیه تقصیر داشته باشد .

    On still other occasions , causation is irrelevant to legal liability altogether .

با وجود این  درموارد دیگرعلیت کاملا بی ربط از مسئولیت قانونی است

 for example , under a contract of indemnity insurance , the insurer agrees to indemnity the victim for harm not caused by the other parties .

به عنوان مثال ،تحت یک قرارداد بیمه خسارت ،بیمه گر قبول میکند خسارت زیان دیده را بپردازد برای ضرر ی که بیمه گر سبب آن نبوده است ،باکه سبب آن طرف دیگری بوده است .

 

     Because of the difficulty in establishing causation , it is one area of the law where the case law overlaps significantly in establishing with general doctrines   of analytic philosophy to do with causation .

به دلیل دشواری در اثبات علیت ،در حیطه قانون است در جایی که یک مورد قانونی به طور قابل توجهی با نظریه های عمومی فلسفه تحلیلی روی هم قرار گرفته باشد  از علیت استفاده کند .

 

 the tow subjects have long been somewhat intermingled.

دو موضوع به طور نا مطلوب در هم آمیخته شده اند .

49

 

3. Negligence :

سهل انگاری  ، بی مبالاتی

    To constitute a crime , there must be an actus reus ( latin for "guilty act ") accompanied by the mens rea ( see concurrence ).

برای تشکیل جرم باید عمل مجرمانه به همراه تفکر مجرمانه باشد .

 Negligence shows the lease     level of culpability, intention being the most serious and recklessness of intermediate seriousness, overlapping with gross negligence.

سهل انگاری کمترین سطح مجازات را نشان میدهد ،منظور از بیشترین خطرومیانگین خطر روی هم رفته تعدی وتفریط است .

 the distinction between recklessness and criminal negligence lies in the presence or absence of  foresight as to the prohibited consequences.

تشخیص بین بی پروایی و سهل انگاری ، پیش بینی نتیجه ممنوعه میباشد .

 Recklessness is usually described     as a 'misfeasance or 'nonfeasance' (see omission), where the fault lies in the failure to foresee and so allow otherwise avoidable dangers to manifest.

بی پروایی معمولا شرحی ازتعدی ی یاتفریط است (ترک فعل )،جایی که مدعی علیه با زیرکی (دروغ) دیگری را در معرض خطر قرار میدهد .

 In some  cases this failure can rise to the level of willful blindness where the individual intentionally avoids adverting to the reality of a situation ( note that in the united states, there may sometimes be a slightly different interpretation for willful blindness).

در بسیاری از موارد این تفریط میتواند درحد کور کورانه باشد جایی که شخص عمدا از توجه به واقعیت یک موضوع طفره میرود (که در ایالت متحده آمریکا توجه کردن بعضی اوقات ممکن است همراه با نسوخ یا نفوذ کمتری باشد .)

 The degree of culpability is determined by applying a reasonable person standard.

میزان مجرمیت بوسیله معیارقانونی شخص  تعیین میشود

Criminal negligence become "gross" when the failure to foresee involves a " wanton disregard for human life " (see the discussion in corporate manslaughter ).

سهل انگاری  شامل میشود هنگام قصور در پیش بینی درگیری "بی اعتنایی به نفس انسانی "(دیدن بحث در قتل غیر عمد .)   

     The test of any mens rea element is always based on an assessment  of whether the accused had foresight of the prohibited consequences and desired to cause those consequences to occur.

معیار عنصر معنوی مبنی بر یک ارزیابیست که آیا متهم پیش بینی نتیجه مجرمانه را نموده وآیا حادثه اتفاقی موضوع مطلوب وی بوده است .

 The there types of test are :

سه نمونه از این معیارها در زیر آمده است .

         1.     subjective where the court attempts to establish what the accused was actually thinking at the time the actus reus was caused ;

معیار ذهنی(درونی ) :جایی که دادگاه سعی  بر احراز تفکر واقعی متهم در هنگام عمل مجرمانه مینماید .

         2.     objective where the court imputes mens rea elements on the basis that a reasonable person with the same general knowledge and abilities as the accused would have had those elements ; or

معیار عینی (بیرونی،نوعی): جایی که دادگاه سعی برتفسیر عنصر معنوی بر مبنای یک انسان متعارف با همان توانایی وعلم را دارد .

50

*********************************************

 

         3.     hybrid, i.e. the test is both subjective and objective.

معیار مختلط : معیاری که مرکب از معیار ذهنی و عینی میباشد .

        The most culpable mens rea elements will have both foresight and desire on a subjective basis.

بیشترین اعتقاد به تفسیرتفکر مجرمانه بر مبنای عنصر ذهنی میباشند 

 Negligence arises when, on a subjective test, an accused has not actually foreseen the potentially adverse consequences to the planned actions, and has gone ahead, exposing a particular individual or unknown victim to the risk of suffering injury or loss.

سهل انگاری بر مبنای عنصر ذهنی زمانی است که که متهم واقعا  توان پیش بینی نتیجه مجرمانه را برشخص قربانی نداشته باشد .

 The accused is a social danger because he or she has endangered the safety of others in circumstances where the reasonable person would have foreseen the injury and taken preventive measures.

متهم خطر اجتماعی است زیرا او امنیت دیگران را به مخاطره انداخته است در حالیکه شخص معقول میداند آسیب اجتماعی را ومانع آن آسیب ها میشود .

 Hence , the test is hybrid.

از اینرو معیار مختلط است .

 

4.    strict liability:

مسئولیت بدون تقصیر ) مطلق )

          In criminal law , strict liability is liability for which mens rea dose not have to be proven in relation to one or more elements comprising the actus reus although intention , recklessness or knowledge may be required in relation to other elements of the offence.

درحقوق جزا مسئولیت بدون تقصیر (مطلق ) مسئولیتی است که تفکر مجرمانه نیاز به اثبات ندارد با یک یا چند عنصر عمل مجرمانه ثابت میشود ،اگر چه قصد یا سهل انگاری یا اطلاع در ارتباط بادیگر عناصر جرم ممکن است نیاز باشد.

 The liability is said to be strict because defendant will be convicted even though they were genuinely ignorant of one or more factors that made their acts or omissions criminal .

این مسئولیت را مطلق گویند زیرامدعی علیه محکوم میشود حتی اگر آنها در حقیقت به یک یا چند فاکتورکه فعل یا ترک فعل آنها را مجرمانه میکند جاهل باشند   .

 the defendants may therefore not be culpable in any real way, i.e. there is not even criminal negligence ,the least blameworthy level of mens rea  .

هرچند که مدافعان ممکن است به صورت واقعی مجرم نباشند ،(یعنی ) سهل انگاری مجرمانه  نیست ،حداقل از نظر تفکر مجرمانه قابل سرزنش نیست

   It is used either in regulatory offences enforcing social behaviour where minimal stigma attaches to a person upon conviction , or where society is concerned with the prevention of harm, and wishes to maximize the deterrent value of the offence.

طبیعی است که نظم اجتماعی ایجاب میکند که جرایم ورفتار اجتماعی را نظم بخشد ،یادرجایی که جامعه قصد دارد از آسیب جلوگیری نمایدوبالاترین بازدارندگی جرم را داشته باشد.  

 The imposition of strict liability may operate very unfairly in individual cases.

تحمیل مسئولیت بدون تقصیر ممکن است در موضوعات شخصی بسیارغیر منصفانه باشد (دربرابر اصل شخصی بودن مجازاتها  )

 For example , in pharmaceutical society of great Britain v storkwain  ( 1986) 2 ALL ER 635 , a pharmacist supplied drugs to a patient who presented a forged doctor's prescription, but     was convicted even though the house of lords accepted that the pharmacist was blameless .                

      برای مثال در یک موسسه دارویی بریتانیایذ کبیر بر علیه استورک واین در سال1986      یک دارو ساز دارویی را برای یک بیمار تهیه کرده بود که نسخه جعلی دکتری را ارائه کرده بود ولی داروساز محکوم قلمداد شد حتی اگر چه قاضی میدانست که دارو ساز بی گناه است .

 The justification is that the misuse of drugs is a graved social evil and pharmacists should be encouraged to take even unreasonable care to verify prescriptions before supplying  drugs .

با این توجیه که سوء استفاده داروها یک یک زیان اجتماعی دارد وداروساز می بایست نسبت به استفاده غیر ضروری ونیز از صحت نسخه قبل از تهیه دارو مطمئن میشد

 Similarly , where liability is imputed or attributed to another through vicarious liability or corporate liability , the effect of that imputation may be strict liability albeit that , in some cases , the accused will have a mens rea imputed and so , in theory , will be as culpable as the actual wrongdoer . 

   همینطور جایی که مسئولیت حقوق یا سازمانی به دیگری  نسبت داده میشود، که در اثر این نسبت ممکن است مسئولیت مطلق باشد اگرچه در چنین مواردی متهم باید تفکر مجرمانه داشته باشد ،از نظر اصولی همان اندازه قابل مجازات است که یک فرد خطا کار است .  

   

 

  با تشکر از خانم دریس و آقای معبودی که مارا در ترجمه این متن یاری نمودند .امیداست این همدلی وهمکاری در بین دانشجویان  به عنوان اصلی بدون استثناء تصویب شود .

ما را به دعا کاش فراموش نسازید .( عزت الله حیدری )


 
comment نظرات ()